سرکلاس مکانیک سیالات استاد یه زن جوون بود.وقتی حضور وغیاب کرد به اسمم که رسید سکوتش گرفت و یه ذره از فامیلم نتونست تلفظ کنه!

تا فامیلم چند بار براش تلفظ کردم،یه بچه ابادانی پرید و گفت:استاد طایفه ی به این بزرگی نمیشناسی؟

حتی اوباما میشناستشون!

پی نوشت:لاف همکلاسی های ابادانیم مثل همیشه گل کرد.